تنها راه شناختن یک نفر ، دوست داشتن او بدون هیچ
امیدی است
والتر بنیامین
قصیده ای برای ماخولیا....
هنوز اشتیاق من.... برای تراژدی با ارزش توست
مرا به درونت ببر...،جایی که غم های وجدم زاده
شده
آفتاب طلایی رنگ پاییز.. درختان در حال پوسیدن
سکوتی که در دل آنها می رویید
بگذار قلبم تو را استشمام کند
با هوای خاکستری وجودت
در همایش خاکستری پاییز –خودم را گم می کنم
و می سازم این قصیده را (آهنگ) برای ماخولیا....
هنوز اشتیاق من..بگذار تو را بامرگ استشمام کنم
بر گرفته از شعر:
The ensemble of silence by Empyrium
اولین کسی باشید که به این موضوع رای می دهد
- Currently 0/5 Stars.
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5